قصه های افغانستان
مقاله
زنان، روانی- اجتماعی، خشونت، سواداموزی، حمایت های قضایی
چندین دهه جنگ در افغانستان وضعیت روانی زنان افغان و خانواده های شان را متاثر ساخته است ، تحقیقات و مطالعات متعددی نشان دهنده سطح بلندی فشار روانی و دیگر مشکلات روانی میان افغانان را نشان میدهد ، مخصوصاً زنان که به علت خشونت زیر فشار زیاد قرار میگیرند ، مدیربرنامه بخش روانی میدیکا افغانسان خانم ویدا فیضی میگوید : در دفترمیدیکا افغانستان هدف اساسی ما کاهش خشونت علیه زنان وارایه خدمات صحی وروانی برای زنان میباشد .
میدیکا افغانستان برای حقوق زنان در افغانستان و بلند بردن سطح آگاهی دهی آن برای مردان مبارزه میکند ، ما برای افزایش آگهی دهی حقوق زنان با رهبران مذهبی، کارمندان اجتماعی ، آموزگاران ، کارمندان صحی ، پولیس، کارمندان وزارت عدلیه وموسسات غیر دولتی کار میکنیم ،ما همچنان آموزش های را در عرصه کاهش این مشکلات فراهم مینماییم ، و همچنان برای پالیسی های متذکره دادخواهی میکنیم که باعث کاهش و یا از بین رفتن خشونت علیه زنان میشود. ازگفته های ویدا فیضی .
در حال حاضر میدیکا افغانستان خدمات میانجیگری ،سواد آموزی ، روانشناسی و حقوقی را برای بیشتر از 2000 بازماندگان (خشونت های جنسی ) در کابل ، هرات و مزارشریف سالانه ارایه مینماید. آنانیکه از خدمات صحت روانی و حقوقی میدیکا افغانستان بهره مند شده اند، خانم ها و دختران اند که از اثرخشونت های خانوادگی بشمول سوء استفاده جنسی، فزیکی ، ازدواج های اجباری / ازدواج های قبل از سن قانونی و عنعنات ناپسندیده متاثر شده اند ، علاوه بر آن بسیاری از آنان به خدمات صحی ، تعلیم و تربیه، استخدام به وظیفه ، حمایت های قضایی و دیگر حقوق اساسی دسترسی ندارند.
روانشناسان و مشاورین روانشناسی خدمات روانشناسی شان را از طریق نشست های گروپی و انفرادی با خانم های افغان که از اثر خشونت ها متاثر شده اند درمحلات ما که بطور آسان به آن دسترسی پیداکرده میتوانند درمراکز مشوره دهی ما دراطراف شهر ها ، پناه گاه های زنان ، شفاخانه های دولتی که مادر آن محلات مشوره دهی داریم و همچنان در زندان ها ارائه میکنند ، آنهاهمچنان مشوره ها و خدمات روانشناسی شان را به آنعده زنان که در شفاخانه ها تداوی شده اند معمولاً مریضان آسیب پذیر روانی و مریضان سوختگی نیز ارائه میکنند .
به اساس ارزیابی میدیکا افغانستان آنعده مراجعین زن که بطور انفرادی با آنان مشوره صورت گرفته است اظهار پشیمانی ، نفرت ، خود کشی و ناامیدی کرده اند: آنها اعتماد به نفس شان و اعتماد به دیگران را از دست داده اند و بعضی از آنان فکر میکنند که دیگر زندگی برای شان معنی ندارد ، بعضی آنان در مورد جان دردی ، سردردی ودرد عضلات شان ناشی از خشونت های خانوادگی، شکنجه و ضربات پیهم شکایت داشتند. بعد از مشوره دهی آنها قادر به کنترول رفتار شان بطوربهتر شدند و وضعیت زنان درمورد ترس، احساس بد ، درد اعضای بدن ومشکلات خواب شان بهتر تر شده است ، آنها معلومات کافی درمورد علایم شان در کورس های آموزش روانی فرا میگیرند و تمرینات آرام بخش، مهارت ها و میکانیزم های مقابله با چالش ها را آموخته و آهسته آهسته آن رادر زندگی روزمره شان تطبیق میکنند . وقتی ما با زنان که قصدخود کشی را به علت مشکلات خانواد داشتند صحبت میکنیم ، ما کوشش میکنیم تا آنها را تشویق کرده تا زندگی کنند و زندگی شان را دوست داشته باشند.
[1] https://www.youtube.com/watch?v=cGehk8Z52jk&feature=youtu.be