تجربه نشان می‌ دهد که خشونت علیه زنان پدیده‌ جهانی است که در فرهنگ‌های مختلف به روش‌های مختلف اتفاق می‌افتد. علت اصلی خشونت نابرابری جنسیتی و تبعیض در یک جامعه است. به منظور به رسمیت شناختن وجود خشونت علیه زنان، ۲۵ هر ماه از سوی کمپاین UNiTE دبیر کل سازمان ملل برای پایان دادن به خشونت علیه زنان (EVAW) به عنوان "روز نارنجی" نامگذاری شده است.
در افغانستان چندین گام مثبت در راستای منع خشونت علیه زنان برداشته شده است که شامل ساختار قوانین مانند قانون منع خشونت علیه زنان، NAP UNCR1325  برای زنان، اجندای صلح و امنیت (WPS) و انتصاب زنان در پست های کلیدی می باشد. گرچه، در مقایسه با اقدامات، کاهش متناسب خشونت علیه زنان صورت نگرفته است. شاخص جهانی “WPS”  از انستیتویت PRIO نشان می دهد که افغانستان و سوریه در پایین ترین رتبه جدول انکشاف برای زنان قرار دارند.  درگیری های مداوم و پیچیدگی وضعیت را در بسیار از موارد می توان مقصر دانست، اما تجربیات نشان می دهد که چندین ناکامی دیگر که شامل عدم اقدام مداوم دولت و جامعه مدنی، عدم شناخت پیامدهای روانی-اجتماعی جنگ بالای زنان مردان و کودکان و فقدان استراتیژی رهبران زن برای استفاده از فضاعمومی برای ایجاد تغییرات برای زنان دیگر، نیر اثر داشته اند.
کمتر از یک سال قبل، رئیس ‌جمهور افغانستان یک صندوق منع خشونت علیه زنان را با کمک شخصی خود و کابینه اش اعلام کرد. وضعیت صندوق هنوز مشخص نیست و پیگیری در این مورد نیر انجام نشده است. قانون منع خشونت علیه زنان ابزار دیگری برای حمایت از زنان است، اما به شدت مورد مناقشه میان احزاب محافظه کار و سایر احزاب و گروه های زنان در پارلمان است. آنها ادغام قانون منع خشونت علیه زنان در قانون جزا را تهدید برای دستاوردهای دهه گذشته خود در حمایت از زنان می دانند. این در حال اتفاق می افتد که سرمایه گذاری زیاد برای اجرای قانون منع خشونت علیه زنان صورت گرفته است. همچنین فقدان استراتیژی جامع برای رسیدگی به انواع خشونت و علل آن نیز وجود دارد. با وجود موارد خشونت شدید علیه زنان، به بخش روانی-اجتماعی بازماندگان و انجام دهنده گان خشونت توجه محدودی شده است. بر علاوه زنان در استفاده درست از منصب دولتی برای
فشار بالای حکومت بمنظور ساختن پالیسی های بیشتر و بهتر برای زنان نیز ناتوان بوده اند و بیشتر منافع شخصی را ترجیع داده اند. بخش از دلیل آن این است که برای موفقیت در ساختار مردسالارانه، هر دستور کار به نفع زنان را کنار می گذارند.
برای ایجاد تغییرات در وضعیت زنان و دختران، دولت افغانستان باید از طریق تلاش های مداوم بیشتر روی یک دستور کار جامع کار کند. همچنین رهبران زن باید ارتباط نزدیک تر با زنان اقشار مختلف داشته باشند، در غیر این صورت به عنوان رهبر تنها بخش از همان ساختاری خواهند ماند که همان ارزش های پیشینیان خود را تداوم می بخشد.

پلوشه حسن – ریسه کمیته رهبری موسسه اکبر و ریس موسسه AWEC