موسسه اکبر دستاورد ها زیاد داشت همزمان با آن چالش های جدی در مقابل امور نیز وجود داشت. موسسه اکبر در برخی موارد مجبور به ترک کابل شد، به عنوان مثال در سال ۱۹۸۹ توسط دولت افغانستان و حتی گاهی اوقات بودیجه عملیاتی خود را نیز از دست میداد. آقای مایار می‌گوید: "پس از آنکه موسسه اکبر مقاله در مورد کاهش کمک های جامعه بین‌المللی انتشار کرد. کمیسیون اروپا می خواست کمک مالی به موسسه اکبر را متوقف کند زیرا به گفته آنها ظاهراً نیازی به موسسه اکبر وجود نداشت. ما به این نتیجه گیری ساده آنها اعتراض کردیم. درنتیجه اعتراض ما آنها دو نفر را برای ارزیابی ما استخدام کردند. وقتی تفتیش شروع شد، به آنها گفتیم، از نهادهای دولتی، سازمان های غیردولتی در ولایات و سازمان های غیردولتی در کابل بپرسید که آیا به موسسه اکبر نیاز دارند. اگر آنها نیازی به موسسه اکبر احساس نکنند، قطعا ما دفتر خود را بسته میکنیم." آقای مایار ادامه می دهد: "در یک مناسبت دیگر، طالبان در سال ۱۹۹۸ به ما گفتند که همه سازمان های غیردولتی باید به ساختمان پولی تخنیک کابل بروند و موسسه اکبر آن را رد کرد. در نتیجه اکبر کابل را ترک کرد. پس از آن، سازمان‌های غیردولتی بین‌المللی که در کابل باقی ماندند، به اصطلاح خود "فورم موسسات غیردولتی" را ایجاد کردند. دفتر اصلی اکبر و دفاتر دیگر در سال ۲۰۰۲ به کابل بازگشتند و دیگر نیازی به "فورم موسسات غیردولتی" نبود.
همبستگی و همدردی موسسه اکبر با مردم افغانستان، حتی در مناطق تحت کنترل طالبان، معلوم بود. محترم مایار صاحب به یاد می‌آورد: «زمانی که من رئیس گروه کاری وردک بودم، چارلز مک ‌فادن، رئیس اکبر، برای یک جلسه به ولایت وردک آمد و سه تن از رئیسان زن از موسسات غیردولتی از کابل او را برای شرکت در این نشست همراهی کردند. طالبان گفتند که این زنان نمی توانند در این نشست حضور داشته باشند. ما به آنها گفتیم که جلسه از آنها نیست، نشست از موسسه اکبر است. اگر طالبان نمیتوانند مهمانان موسسه اکبر را بپذیرند، نباید در آن شرکت کنند. سپس انها پذیرفتند و در جلسه اشتراک کردند. در پایان این نشست، طالبان با اشتراک کننده گان جلسه بشمول رؤسای زن عکس گرفتند.
یک دوره جدید در پایان سال ۲۰۰۱ با روی کار آمدن دولت جدید رئیس جمهور کرزی برای افغانستان آغاز شد. با وجود اینکه موسسه اکبر در جامعه موسسات غیردولتی برای مردم افغانستان فعال بود، حاکمان جدید از این موسسه انزجار داشتند زیرا اکبر مورد توجه رسانه ها قرار گرفت. محترم مایار صاحب به یاد می آورد: "آنها سعی کردند سازمان های غیردولتی را بد نام کنند. وزیر پلان ۹۹ در صد سازمان های غیردولتی را به تقلب و فساد متهم کرد. در گفتگویی رادیویی که من و او مهمان بودیم، اولین سوالی که پرسیدم این بود که وزیر پلان چگونه این ارقام را ارایه میکند. چون بحث خیلی انتقادی بود، پخش نشد."
موسسه اکبرهمیشه بر این باور بود که "ما با هم قوی تر هستیم"
و همچنین برای داشتن روابط با سایر نهادهای هماهنگ کننده مانند SWABAC، ANCB، AWN، BAAG، ENA، Interaction US  و ICVA سرمایه گذاری کرد. محترم مایار صاحب توضیح می دهد: "ما به یکدیگر کمک کردیم و از یکدیگر آموختیم زیرا افغانستان به ما نیاز داشت." او همچنین به یاد می‌ آورد که در زمان حکومت طالبان با سازمان ملل متحد به ریاست OCHA جلسات مشترکی داشتند، سپس OCHA افغانستان را ترک کرد. نماینده ویژه OCHA  را بازگرداند. پس از آن، موسسه اکبر جلسات هفته وار بشردوستانه با یوناما نیز داشت.
در پایان مصاحبه از مایار صاحب در مورد نام مستعار او "اکبر صاحب" پرسیدیم.
"هر زمان که مشکل وجود داشت، اولین محل برای اخذ معلومات موسسه اکبر بود و کسی که راه حل پیدا میکرد نیز موسسه اکبر بود. بنابراین رسانه ها راه خود را به ما پیدا کردند. ما برای مردم قابل اعتماد بودیم. همچنین اعضای ما از کار ما حمایت زیادی کردند. و یک چیز منجر به چیز دیگری شد و مردم به من لقب اکبر صاحب را دادند.
از «اکبر صاحب» به خاطر خاطراتش و حضور در داستان اکبر تشکری می کنیم.
تاریخ مصاحبه: ۲۸ دسمبر ۲۰۱۷
محترم مایار صاحب فارغ التحصیل پوهنځی زراعت پوهنتون کابل است. قبل از آن وی در آمریکا در رشته زراعت تحصیل کرده او از انستیتیوت زراعت مسلکی در کابل نیز فارغ التحصیل است.
او قبل از کار با موسسه اکبر در سمت ‌های مختلف به ‌عنوان اگرونومیست و مدیر مرکز زراعت میدان وردک با موسسه  Solidarites International  کار کرده است. بعداً به عنوان رئیس دفتر در کابل و دستیار رئیس مأموریت این موسسه نیز ایفای وظیفه نموده است.
وی در سمت های مختلف به عنوان تکنسین، مدیر بخش طیور و مدیر بخش بهبود مالداری در وزارت زراعت کار کرده است.
قبل از آن وی در شرکت انکشافی مالداری هرات در سمت های مختلف به عنوان تکنسین مالداری، افسر مالداری، افسر کریدیت و مدیر کشتار گاه حیوانات نیز کار کرده است.
مایار صاحب اولین کار خود را به عنوان دستیار معلم و سپس به عنوان معلم و دستیار مدیر در لیسه حرفوی زراعت آغاز کرده است.