موسسه اکبر در آن زمان به دنبال یک ریس جدید بود و خوشبختانه من بحیث ریس انتخاب شدم و در ماه آگست سال ۲۰۰۳ کار خود را شروع کردم. کار با موسسات غیردولتی داخلی و بین المللی که اعضای اکبر بودند و تماس با دولت افغانستان، دونر ها، نظامیان و البته تماس با افغان ها در جوامع روستایی، جوامع که اعضای موسسه اکبر برای آنها کار می کردند چیزمتنوع بود که در مورد کارم با موسسه اکبر آن را دوست داشتم.
من با یک تیم موفق‌ کار میکردم و کمیته رهبری موسسه اکبر همیشه حامی خوب برای کار ما بود. برای من بسیار جای افتخار بود که با آقای مایار که مدت کوتاهی پس از ورود من به عنوان معاون موسسه اکبر به کار آغاز کرد کار کنم. او در شش سال که من ریس بودم حامی و همکار فوق العاده بود.
موسسات غیردولتی روزهای سخت را پشت سر گذاشتند، به ویژه زمانی که آقای بشر دوست وزیر پلان (بعدها وزیراقتصاد) شد. به دلایلی او موسسات غیردولتی را هدف خود قرار داد. او در یکی از اولین سخنرانی ‌های عمومی خود اظهار داشت که موسسات غیردولتی همان آسیب را به کشور وارد کردند که جنگ‌ سالاران می‌ کردند. انتقادات او تند بود و چیز بدتر از این که او از هرگونه گفتگو با جامعه موسسات غیردولتی در این مورد خود داری می کرد. او همچنین یک قانون را برای موسسات غیردولتی پیشنهاد کرد که کار را برای موسسات غیردولتی فعال در افغانستان بسیار دشوار می کرد. خوشبختانه دادخواهی مشترک ACBAR، UNAMA  و سایر نهادهای هماهنگ کننده غیردولتی منجر به ایجاد قانون کارآمدتر شدند. موسسه اکبر همچنین در بلند کردن صدای موسسات غیردولتی در بحث های مربوط به مفیدیت کمک ها، فساد، شفافیت و پاسخگویی موفق بود. جامعه موسسات غیردولتی نیز در شیوه های کار خود نگاه سختی داشت و یک طرز سلوک برای موسسات غیردولتی فعال در افغانستان ایجاد کرد.
متأسفانه کارمندان موسسات غیردولتی نیز به طور روز افزون قربانی طالبان و سایر گروه های مسلح میشدند که موسسات غیردولتی را به عنوان ابزار مشروع برای رسیدن به اهداف نرم می دیدند. بسیاری از کارمندان موسسات غیردولتی در حین کار برای جوامع روستایی افغانستان جان خود را از دست دادند.
من سال‌ هایی را که با اکبر کار کردم، بهترین سال‌های زندگی حرفوی خود می ‌دانم، علی ‌رغم اینکه بخش از امیدها و انتظارات آن روزهای اولیه پس از سقوط طالبان بر باد رفت. کار با اکبر خیلی چیزها را به من یاد داد و تعداد دوستان دایمی پیدا کردم. یکی از مهمترین چیزهایی که به من یاد داد مقاومت مردم افغانستان است. آنها نه تنها از سختی ها جان سالم به در می برند، بلکه پس از هر شکست، با استقامت و انسانیت با دست و پا خود بر می خیزند.
به نظر من موسسه اکبر هم استحکام خود را دارد. این موسسه در طول ۳۰ سال گذشته، فراز و نشیب‌های خود را داشته است، اما موفق شده است خود را با چالش‌های جدید محیطی که همیشه در حال تغییر است، سازگار کند و بر پا خیزد.