زمان جالب بود، زیرا چالش‌ های انکشافی زیاد وجود داشت و موسسه اکبر به طور فزاینده‌ به ‌عنوان مؤسسه‌ تلقی می‌ شد که مردم برای کسب معلومات به آن مراجعه می‌ کردند. در آن زمان موسسه اکبر مجبور بود به تقاضای روز افزون جوامع پاسخ دهد و البته موسسه اکبر منابع مورد نیاز را نداشت، بنابر این موسسه اکبر به طور ناخودآگاه تبدیل به یک محل برای ارجاع افراد به منابع مناسب و ارائه معلومات شد. به عنوان مثال، اگر کسی با مشکل صحی خاص می آمد، موسسه اکبر در موقعیت نبود که کاری برای وی انجام دهد، بنابراین ما می گفتیم که چرا با صلیب سرخ یا سایر نهادهای فعال در پیشاور صحبت نمی کنید.از این رو ما تبدیل به محل ارجاع و ارایه معلومات شدیم. اکثر اعضا دبیرخانه موسسه اکبر افغانها بودند و کمیته رهبری متشکل از افغانها و همکاران بین المللی بود.
من فکر می کنم موسسه اکبر خدمات زیاد ارائه کرد که مفید بود و در عین حال موسسه اکبر ظرفیت هایی را انکشاف داد که وجود نداشت. ما موسسات داشتیم که می‌ آمدند و دنبال بودیجه می ‌گشتند، اما آنها تجربه اجرای پروژه‌ها را نداشتند. به یاد دارم که روزها را به مردم آموزش می دادم که چگونه اسناد پروژه را بنویسند و چگونه نظارت و ارزیابی لازم را انجام دهند، زیرا در نهایت دونر ها انتظار گزارش داشتند. موسسه اکبر همچنین کورس هایی در بخش های اساسات حسابداری ، اداری و انگلیسی برای موسسات عضو ارائه کرد.
هر دوشنبه در جلسات موسسه اکبر شرکت می کردم و از اسلام آباد به پیشاور می رفتم و برمی گشتم و در بقیه اوقات کار عملیاتی توسط ریس انجام می شد. من در کار عملیاتی دخیل نبودم، من ریاست جلسات کمیته رهبری را بر عهده داشتم که در آن به جمع آوری بودجه برای موسسه اکبر کمک می کردیم و به دنبال ادامه یا توقف برخی برنامه ها یا افزایش برنامه ها و جهت گیری پالیسی ها بودیم. ما همچنین کار موسسات عضو را ترویج میکردیم - من به کانادا، ایالات متحده آمریکا، دنمارک، بریتانیا، آلمان، سوئیس و سایر کشورها رفتم تا وضعیت افغانستان را توضیح دهم.
هنگامی که موسسه اکبر با حمایت دونر ها و سازمان ملل متحد ایجاد شد - دولت پاکستان در موقعیت نبود که آن را ببندد اما آنها استقبال خاص از این موسسه نکردند. بعداً موسسه اکبر ازموسسات غیردولتی حمایت کرد تا برای پناهندگان کار کنند و با UNHCR همکاری کنند. موسسات غیردولتی افغان از طریق حمایت موسسه اکبر آموزش دیدند و پاکستانی ها متوجه شدند که این امر به مدیریت کمپ های پناهندگان کمک می کرد. معرفی موسسات غیردولتی افغان به این روند به ثبات و ایجاد روابط بین پناهجویان و دولت پاکستان کمک کرد.
امروز می توانم ببینم که موسسه اکبر به یک پلت فرم دادخواهی به نمایندگی از سازمان های جامعه مدنی تبدیل شده است. موسسه اکبر نزد دونر های بین المللی و سفارت ها اعتبار دارد. اگر مشکلاتی با دولت وجود داشته باشد، مستقیماً به جامعه بین‌المللی می ‌روید و می ‌گویید که باید این موضوع را بررسی کنید، بنابراین هنگامی که یک جلسه JCMB یا سایر جلسات دونر های مرتبط در کابل به عنوان بخشی از پروسه توکیو یا لندن برگزار می ‌شود، موسسه اکبر دعوت می‌ شود. . من فکر می کنم که این یک پیشرفت بزرگ است. موسسه اکبر توانسته است تکامل یابد و تمرکز خود را از برخورد انحصاری با موسسات غیردولتی به کارهای رسمی تر در زمینه پالیسی و مسائل انکشاف تغییر دهد.
من فکر می کنم که کار دادخواهی مهم ترین مسئولیت موسسه اکبر و به نوع غیر مستقیم حمایت از موسسات غیردولتی و نهادهای مدنی است. همیشه دولت انتقاد را نمی ‌پذیرد و وقتی دولت انتقاد را دوست نداشته باشد، مشکلات زیاد ایجاد می‌ کند. موسسه اکبر می تواند کارهای زیاد در این زمینه انجام دهد تا صدای موسسات غیردولتی و نهادهای مدنی شود.
آینده افغانستان به چند چیز بستگی دارد. یکی از مشکلات در افغانستان نبود عدالت است. «عدالت به تأخیر افتاده، عدالت انکار شده است». ما در این کشور به عدالت و صلح نیاز داریم اما اولین نیاز عدالت است. زمانی که من به عنوان مشاور ارشد آقای لادخر ابراهیمی (نماینده ویژه سازمان ملل برای افغانستان از سال ۹۷-۹۹) کار می کردم، استدلال او این بود که می گفت شما نمی توانید همزمان صلح و عدالت داشته باشید. برای یک کشور مسلمان و به ویژه برای افغان ها، سنت فرهنگی ما ایجاب می کند که هم به عدالت و هم به صلح توجه شود.
امروز من موسسات غیردولتی را به عنوان یک عنصر مهم جامعه مدنی و کمک به مردم برای بالا بردن صدایشان می‌ دانم. موسسه اکبر می تواند یک میانجی بسیار مهم برای تشویق این صداها باشد. در حال حاضر صحبت های زیادی در مورد عدالت وجود دارد، اما اجرای عدالت در سراسر کشور به دلیل ظرفیت ناکافی و فساد پیچیده در بخش عدلی با مشکل مواجه شده است.
نقش موسسات غیردولتی تغییر کرده است - تلاش هایی که برای ایجاد ظرفیت صرف می شود، باید پایدار و مرتبط باشد. افغان‌ ها متعهد به تغییر هستند، همانطور که تغییراتی که قبلاً در کشور رخ داده است، گواه آن است. امید است که تغییرات که تا کنون در کشور آمده است برگشت ناپذیر باشد و مشارکت سازمان های غیردولتی و سازمان های مدنی در این روند کلیدی است.
سلطان عزیز، متولد جمهوری چک، به مدت (4 سال) در موسسه حمایه اطفال کار نموده، و (20 سال) در سازمان ملل و اخیراً به عنوان مشاور وزیر زراعت به مدت (3 سال) کار کرده است. او در حال حاضر به عنوان مشاور در بخش های مختلف انکشافی در افغانستان کار می کند.