دختر کوچکِ بودم که با مردِ که حدود ۱۵ سال از من بزرگتر بود ازدواج کردم و حتی نمی دانستم ازدواج چیست. خانواده شوهرم همیشه به من می گفت که "تو بی سواد و نادان هستی". این کلمات به من خیلی صدمه زد و من در زندگی با مشکلات زیادی روبرو بودم زیرا شوهرم بیکار بود. از روز اول ازدواج با مشکلات زیادی مواجه شدیم که به نظرم مستقیماً به بی سوادی من مرتبط می شد. وقتی به زندگی نگاه می کردم متوجه شدم که فرزندانم نباید با مشکلات مشابهِ روبرو شوند و سرنوشت من را تجربه نکنند. بناً من شروع به رفتن به صنوف سواد آموزی کردم.  
فعلاً چهار فرزند، سه دختر و یک پسر،  دارم.  پسرم در پوهنځی هنرهای زیبا درس می خواند، یکی از دخترانم استاد در مکتب و دو دختر دیگرم در مکتب دانش آموز هستند. من از موسسه GNI و مراکز آموزشی و فرهنگی آنها برای زنان قدردانی و تشکر می کنم که چنین فضا را برای بالا بردن سطح سواد زنان به ویژه آنهایی که از سواد محروم هستند فراهم کردند و تلاش می کنند زمینه آموزش بهتر برای آنها فراهم کنند تا زنان بتوانند دانش کسب کنند. قبل از آمدن به مرکز آموزشی و فرهنگی بانوان مشکلات زیادی داشتم،  اما اکنون می توانم مشکلاتم را حل کنم و به فرزندانم کمک کنم تا سرنوشت خود را انتخاب کنند.
موسسه بین المللی همسایگان نیک (GNI) سه پروژه در کابل و اطراف آن دارد.