در زمان حاکمیت طالبان بین سالهای (۱۹۹۸-۲۰۰۱)، موسسات غیردولتی نقش بسیار قوی داشتند و هماهنگی لازم بود. پس از سقوط طالبان در پایان سال ۲۰۰۱ و آغاز دوره جدید، تحت ریاست جمهوری حامد کرزی، فضا برای جامعه مدنی و سازمان های جامعه مدنی (CSOs) که شامل موسسات غیردولتی نیز می شود، فراهم شد. جامعه مدنی به طور جمعی از سال ۲۰۰۲ با رشد رسانه ها و افزایش آموزش نقش مهم در انکشاف جامعه ایفا کرد.
متأسفانه تسلط نیروهای نظامی بین المللی و روش نظامی به انکشاف، منجر به ساختار پالیسی انکشاف توسط تیم بازسازی ولایتی (PRT)  شد که یک اشتباه بزرگ جامعه بین المللی بود. استراتیژی نتیجه سریع توسط تیم‌ های بازسازی ولایتی غیرموثر بود و باعث فساد و سوء استفاده از پول در سطوح محلی شد. قرار بود که این استراتیژی مقامات محلی را قدرتمند کند اما در واقع به شبه نظامیان محلی، فرماندهان محلی و جنگ سالاران قدرت می داد. در عین حال، برنامه خوب در داخل دولت برای استفاده از پول وارد شده به کشور وجود نداشت. پول موجود بود، اما دولت توانایی استفاده از کمک را نداشت.
از سال ۱۹۸۶ الی ۱۹۹۹ اجندای اصلی کار موسسات غیردولتی ارائه کمک بود انکشاف خیلی کم زیر کار بود. موضوع احیایی دوباره و فعال نگهداشتن مراکز حیاتی  بود. پس از سال ۲۰۰۲ تمرکز به رویکرد اجتماعی تغییر کرد که چگونه می توانیم افغانستان را از نظر اجتماعی بهتر انکشاف دهیم. من فکر می کنم، اگر سازمان های مدنی و موسسات غیردولتی در اینجا نبودند، در طول سال های جنگ و درگیری، حتی بیشتر از این ها ضرر می کردیم. موسسات غیر دولتی در زنده نگهداشتن امید در میان مردم و تامین نیازهای آنان موفق بوده اند. امروز ما هنوز در این روند هستیم. من فکر می کنم امید همیشه اینجاست; ما هنوز مردم افغانستان، سرزمین مادری خود و جامعه جهانی را با خود داریم. ما هنوز در حال شکل دادن یک مشارکت گسترده تر هستیم. من فکر می کنم یکی از چیزهایی که ما در آن موفق نبوده ایم، مشارکت و هماهنگی بهتر منطقوی است که این امر در حال حاضر با پروژه های اقتصادی مانند تاپی و غیره شروع می شود. نتایج این مشارکت به نفع نسل بعدی خواهد بود.
در حال حاضر موسسات غیردولتی و سازمان های مدنی بخش از ساختار این جامعه هستند. در جامعه مدرن، شما نمی توانید جامعه مدنی را حذف کنید؛ زیرا که بخش از ساختار است. ما ممکن است کار و شکل جامعه مدنی را تغییر دهیم، اما نمی ‌توانیم آن را حذف یا از ساختار حذف کنیم. ما دولت، جامعه مدنی و بخش خصوصی را به عنوان سه بازیگر جامعه لیبرال داریم.
من هنوز به عنوان یک مدافع جامعه مدنی درگیر اتفاقاتی ، از جمله مسائل حقوق بشر، هستم که در حال حاضر در افغانستان رخ می دهد. ما مردم زیاد را به کار بر روی ارزش ها و اصول خود کشانیده ایم و به موفقیت های زیادی دست یافته ایم. بخش از این دادخواهی، کار روی پالیسی های جدید از جمله قانون معلولیت، قانون موسسات غیر دولتی، قانون رسانه ها و قانون محیط زیست بوده است. اینها دستاوردهای مهم جامعه مدنی در افغانستان هستند. ما به عنوان موسسات غیردولتی و سازمان های مدنی در واقع به انکشاف کشور، به ویژه در اصول کمک می کنیم.
من فکر می کنم موضوع که ما را در کار ما در جامعه مدنی انگیزه می دهد، نیاز افغان ها به داشتن یک جامعه عادلانه است. این چیزی است که به ما انگیزه می دهد تا به کار خود ادامه دهیم و بسیاری از اولویت ها و چیزهای مهم وجود دارند که ما هنوز به آنها نرسیده ایم. حاکمیت قانون، حکومت داری خوب، شفافیت و حسابدهی همچنان مهمترین اولویت ها برای جامعه مدنی هستند و البته برای انکشاف ما به صلح و یک روند امنیتی نیاز داریم - بنابراین صلح و امنیت برای ما بسیار مهم است.
من فکر می کنم موسسه اکبر  و سایر نهادهای هماهنگ کننده باید با همکاری نزدیک کار کنند، ما باید کار یکدیگر را تکمیل کنیم، از هر گونه تکرار جلوگیری کنیم و با اعتماد و وفاداری کامل به اهداف و مقاصد و همچنین ارزش ها و اصول خود کار کنیم. یکی از بزرگترین چیزهایی که ما با موسسه اکبر به آن دست یافتیم، کد رفتار موسسات غیردولتی است که در سال ۲۰۰۵ توسط پنج نهاد هماهنگ کننده ایجاد شد. این یک از دستاوردهای مهم ما است و بسیار مهم است که خود را به اصول بی طرفی، انسانیت و عدم آسیب رساندن متعهد سازیم.