پنج سال پس از تحول سیاسی در افغانستان، حمایت‌ های بین المللی کمک کرده است تا یکی از بزرگ‌ ترین بحران ‌های بشری جهان به یک فاجعه جبران‌ ناپذیر تبدیل نشود. با این حال، هنوز نزدیک به نیمی از جمعیت افغانستان به کمک‌ های بشردوستانه نیاز دارند. مشکلات کنونی تنها تداوم حمایت‌ های نجات‌ بخش نیست، بلکه کم کردن آسیب ‌پذیری ‌هایی ست که باعث تکرار همچو بحرانها می‌شوند.

حمایت ‌های ارائه‌شده از سال ۲۰۲۱ تاکنون جان انسان ‌ها را نجات داده، خدمات اساسی را حفظ کرده و به میلیون‌ ها افغان کمک کرده است تا خشکسالی، زمین ‌لرزه ‌ها، رکود اقتصادی و جابه ‌جایی ‌های بی‌سابقه جمعیتی را تحمل نمایند؛ اما کمک‌ های اضطراری به ‌تنهایی نمیتواند شرایطی را که خانواده ‌ها و جوامع را بارها به سوی بحران سوق می‌دهد، بر طرف کند.

توانمندی مردم افغانستان، جوامع و نهادهای مدنی افغان نباید با بهبود وضعیت اشتباه گرفته شود معیشت ‌های شکننده، اقتصادهای محلی ضعیف، کمبود آب، فشارهای ناشی از تغییرات اقلیمی، دسترسی محدود به خدمات و ظرفیت محدود نهادها همچنان ضرورت های بشری را افزایش می‌دهند. افغانستان هنوز هم یکی از دشوار ترین کشورهای جهان برای رشد و پرورش کودکان است؛ جایی که زنان و دختران با محدودیت ‌های شدید در بخش آموزش، اشتغال و مشارکت در زندگی عمومی مواجه‌اند.

از سال ۲۰۲۳ تاکنون، بیش از شش میلیون افغان از کشورهای همسایه بازگشته ‌اند که بسیاری از آنان تحت شرایط اجباری یا غیرارادی، اغلب با دارایی ‌های کم و فرصت ‌های محدود معیشتی، مواجه هستند. این فشارها بر جوامعی تحمیل می‌شود که پیش از پیش با شکنندگی اقتصادی، شوک‌ های اقلیمی و خطرات حفاظتی روبرو هستند.

منابع بشری و انسانی نیز در حال کاهش است، به طوریکه حدود نیمی از جمعیت افغانستان به کمک نیاز دارند، در حالی که پلانِ (ضرورت ها و پاسخ بشردوستانه افغانستان برای سال ۲۰۲۶) همچنان با کمبود شدید بودجه مواجه است. بنابراین، کمک‌ های نجات ‌بخش همچنان ضروری پنداشته می شود و ‌جایگزین ندارد؛ اما صرفاً حفظ کمک‌ های بشری، مسیر افغانستان را تغییر نخواهد داد.

جامعه بین المللی باید سه اولویت جامع را در نظر داشته باشند:

نخست، حفظ کمک‌ های بشردوستانه اساسی: تداوم کمک ها برای نجات جان انسان ‌ها و جلوگیری از وخیم کردن بیشتر وضعیت کنونی، یکی از اولویت های اساسی است. کمک‌ های اضطراری باید بخشی از یک رویکرد جامع باشد، نه فقط نقطه پایان تعاملات بین المللی.

دوم، سرمایه ‌گذاری برای مقابله با عوامل آسیب‌ پذیری: حمایت ‌ها و کمک های بین ‌المللی باید پایه ‌هایی را تقویت کند که به جوامع امکان دهد تا در برابر خطر مقاومت کنند و وابستگی خود را به کمک‌ های اضطراری مکرر کاهش دهند. این امر مستلزم سرمایه‌ گذاری مستمر در معیشت، بازارهای محلی، زراعت، کمبود آب، توانمندی در برابر تغییرات اقلیمی، خدمات اساسی، زیرساخت های اجتماعی و فرصت‌ های اقتصادی، در کنار سیستم ها و نهادهای مورد نیاز برای تداوم این اقدامات است. این موضوع مخصوصا در مناطقی که شمار زیادی از بازگشت ‌کنندگان را می‌ پذیرند اهمیت زیادی دارد؛ زیرا کمک‌ های کوتاه ‌مدت به ‌تنهایی نمی ‌تواند از ادغام مجدد پایدار آنان حمایت کند.

سوم، تقویت سیستم ها و رهبری أفغانستان: جوامع افغان، نهادهای مدنی و نهادهای محلی و ملی افغانستان باید نقش پررنگ‌ تری در شناسایی اولویت‌ها، شکل‌دهی رویکردها و تصمیم‌گیری درباره حمایت ‌هایی که جوامع ‌شان دریافت می‌کنند، داشته باشند. تعاملات بین‌ المللی باید ظرفیت‌ ها و سیستم های محلی را تقویت کند، نه اینکه آن ‌ها را دور بزند. نهادها و فعالان افغان باید در تعیین اولویت ‌ها و سازگار ساختن برنامه ‌ها نقش مشترک داشته باشند، نه اینکه صرفاً عملی کننده گان برنامه ‌های باشند که از بیرون تعیین شده‌اند.

اگر قرار است آسیب ‌پذیری ‌های ساختاری به ‌جای مدیریت مکرر از طریق چرخه ‌های تأمین مالی کوتاه مدت، به‌صورت اساسی مورد رسیدگی قرار گیرند، تأمین مالی قابل پیش‌بینی، انعطاف‌پذیر و چند ساله لازمی است. رویکرد اضطراری بشری سال ۲۰۲۱ نباید به یک الگوی دائمی مدیریت بحران تبدیل شود. تعاملات بین‌ المللی باید نه‌تنها در پی جلوگیری از فاجعه باشد، بلکه شرایطی را که نیاز به مداخلات بشردوستانه مکرر ایجاد می‌کنند نیز کاهش دهد.

پنج سال پس از تحول سیاسی، افغانستان در یک نقطه عطف قرار دارد. کمک‌ های بشری همچنان ضروری است، اما باید با سرمایه‌ گذاری پایدار در توانمندی، معیشت، سیستم های محلی و رهبری افغان ‌ها همراه شود تا جوامع نه‌ تنها بتوانند از شوک بعدی جان سالم به در ببرند، بلکه بتوانند دوباره بهبود یابند، خود را با شرایط سازگار کنند و آینده خویش را رقم بزنند.
بیانیه را مطالعه و دانلود کنید